میگن وقتی هوا سرد میشه دل آدما هم سرد میشه ولی هوا سرد شده و دوباره یادم افتاده که وبلاگی دارم یادم افتاده دوستایی دارم که عقایدامونو رو هم می ریختیم و مهر یادگاری می زدیم. میگن نگرانی بوی بدی میده، بوی غم و فراغ. سفره هفتسین کجا و جدایی کجا! کی میگه عید بده 1،2،3،4،5،6،7 تا 30 روز گذشته بعضی ها هم یکی اضافه. کی میگه پاییز و زمستون سرده، هوا ابری و بارونیه شاید همین دل گرفتگیه دلاست که دوباره منو به دوستام نزدیک کرده. تعریفی از نبودنم ندارم. سر بالایی و سر پایینی زیاد بوده و هست. خنده و غم میاد و میره در کل این چند ماه گذشت با همه تلخیا و شیرینیاش آره میگذره، ولی به نظر شما چرا همیشه بدیا بیشتر از خوبیا می مونه. شنیدم یا برخورد کردم به کسایی که میگن خوبیاست که میمونه بدیا رو از قلبت دور کن اما بی تعارف اگه تو دل آدما نفوذ کنی میبینی که بدیا رو بیشتر یادآوری میکنن. درسته شیرینیا شیرینه لذت بخش و دلچسبه اما واسه پاک کردن بدیای افراد با خوبی سخت باید تلاش کنی بعضی تلخیها رو با یمن عسل هم نمیشه فراموش کرد. الان همتون فکر میکنید باید یه جوری خوبی ها رو توصیف کرد که روی بدیها رو بپوشونه منظور من از توصیف این مطالب اینه که اگر هر کسی برخلاف من فکر میکنه داره خودشو گول میزنه. فرد درون گرایی هستم به همین دلیل توصیف یه سری مسایل برام به راحتی مقدور نیست. حتما شنیدید که میگن: دل شکستن راحت تر از دل به دست آوردنه. از نظر من عین حقیقته یه عمر تلاش میکنی دل بدست بیاری و با یه حرکت اشتباه همه چیزو زیرو رو میکنی اینجاست که توصیفات من صدق میکنه. مایلم بدونم شماها چی فکر میکنید؟ باز هم از محبت همتون تو نبودم سپاسگذارم. دلم هوای همتونو کرده بود
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 0:5 توسط صبرینا |
سلام دوستای گلم بالاخره بعد از ۷و۸ ماه برگشتم
دلم برای همتون تنگ شده بود. قبل از هر چیز از اونایی که اظهار نگرانی کرده بودن معذرت میخوام که بی خبر رفتم از دوستای مهربون و با معرفتم که یادم بودن و برام کامنت گذاشتن کمال تشکر رو دارم تو اولین فرصت میام و اولین پست و بعد گذر ماها میذارم![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 15:57 توسط صبرینا |
زرتشت زمین را دارای 7 بخش میدانست ؛ پ ن: پیشاپیش عید رو به همه عزیزان تبریک میگم. با آرزوی موفقیت های روزافزون
آرامگاهِ کوروش بزرگ 7 پله دارد؛
از تجزیه نور خورشید 7 رنگ حاصل می شود؛
دوره کودکی 7 سال طول می کشد؛
عجایبِ هفتگانه؛
7 آتشکده زرتشت: آذرنوش، آذرمهر، آذرآبادگان، آذرتشت، آذرخرداد…..؛
7 پله ومرامِ اعتقادی برای رسیدن به عرفان زرتشتی وجود دارند: کلاغ، میهمان، سرباز، شیر، پارسی، خورشید، پیر(پدر)، که شیر وخورشید نمادِ پرچمِ ایرانیان شد.
به روایتِی هفت سین، نشانه هفت دانه گیاهی است که میتوان با آن سبزه نوروز را تهیه کرد: جو، ماش، عدس، ارزن، لوبیا، نخود و ..؛
در زمانهای پارسیانِ کهن، مردم از هر هفت دانه، سبزه می پروراندند - 10 روز قبل از نوروز - و ظروفِ آنرا بر سر درِ خانه های خود میگذاشتند و هر کدام بیشتر و بهتر سبز میشد، نشانه پر ثمریِ آن محصول برای کاشت در آن سال بود- سنت-.
در اصل 7 س، بمعنای هفت سپندان"فرشته" میباشد، که 6 تای آن الگوی 6 ابر فرشته در آیینِ زرتشتی میباشند و هفتمین اهورا مزدا میباشد، که بر آن اساس نامِ ماههای ایرانی نیز انتخاب شده اند:اردیبهشت"سبزه"؛ خرداد"سنجد"؛ امرداد"سرکه= انگور آماده سرکه شدن است"؛ شهریور"سمنو= که از جوانه گندم درست میشود"؛ بهمن"سماق= سماک"؛ اسفند= اسپندار مزد"سیب"؛ اهورامزدا"سیر".وجود چیزهای دیگری که نامشان با سین شروع میشوند - سماور، سکه،…- و یا چیزهایی که با سین شروع نمیشوند- ماهی، آیینه وشمعدان، …. - برای تزئین اشکالی ندارد ولی به هیچ وجه نمیتواند هفت سینِ اصلی را که نشانه هفت سپندار"فرشته" است، جایگزین کند.
در عیسویت آمده که عیسی 7 خوراکِ پسندیده داشت- نمک، سرکه، نان؛ تره، ماهی، روغن، عسل=انگبین-
در انجیلِ یوهنا آمده است که یوهنا 7 روح، 7 خورشید، 7 چهره، 7 گوسفندِ 7 شاخ و 7 سر و7 چشم را همراه با 7 فرشته در خواب دید؛
ادونتیست و بعضی دیگر فرقه های مسیحیت، 7 ژانویه را تولد اصلیِ عیسی میدانند؛
در مسیحیت 7 نوع نیایش، 7 گناه، 7 توبه، 7 اندوه و 7 شادی وجود دارد؛
در اسلام در مراسمِ حج، 7 دور خانه کعبه را می چرخند؛
معلقاتِ سبعه، 7 بتِ اصلی بر سر درِ خانه کعبه بودند؛
قرآن 7 بخش دارد: وعد، وعید، وعض، قصص، امر به معروف، نهی از منکر، ادنیه؛
7 عضو در سجده در وقتِ نماز بر زمین است؛
برای پاکیزه شدن اشاره به 7 بار آب کشیدن شده؛
اولین سوره قرآن 7 آیه دارد؛
در قرآن 7 بار سلام آمده: سلام به نوح، به ابراهیم، به موسی،
به هارون، به یاسین، به خالدین، به الحی فجر؛
اصحاب کهف 7 تن بودند؛
در بهشت 7 چشمه ونهر و در دوزخ 7 طبقه"عشکوب" است
که آخرینِ آن اسفل السافلین است؛
در قرآن آسمان را دارای 7 طبقه میداند؛ برای مردگان شبِ هفت میگیرند...
![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 8:50 توسط صبرینا |
آورده اند که کفن دزدی در بستر مرگ افتاده بود،پسر خویش را فراخواند، پسر به نزد پدر رفت گفت ای پدر امرت چیست ؟پدر گفت ،پسرم من تمام عمر به کفن دزدی مشغول بودم و همواره نفرین خلقی بدنبالم بود اکنون که در بستر مرگم و فرشته مرگ را نزدیک حس میکنم بار این نفرین بیش از پیش بر دوشم سنگینی میکند. از تو میخواهم بعد از مرگم چنان کنی که خلایق مرا دعا کنند و از خدای یکتا مغفرت مرا خواهند. پسر گفت ای ژدر چنان که می خواهی و ازین پس مرد و زن را به دعایت مشغول سازم. پدر همان دم جان به جان آفرین تسلیم کرد از فردا پسر شغل پدر پیشه کرد با این تفاوت که کفن از مردگان خلایق می دزدید و چوبی به ماتحت آن مردگان فرو مینمود وازآن پس خلایق میگفتند خدا کفن دزد اول را بیامرزد که فقط میدزدید وچنین بر مردگان ما روا نمیداشت!!! پ ن:حال به نظر شما باید به خاتمی رای داد؟
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 8:21 توسط صبرینا |
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 11:28 توسط صبرینا |
مقاومت زنان ایرانی در مقابل لایحه موسوم به “حمایت از خانواده” و ناکامی نسبی محافظه کاران در تحمیل محدودیت های باز هم بیشتر بر آنان پس از دواج، مدافعان قوانین ضد زن را به در پیش گرفتن ترفندی جدید سوق داده است. ترفند جدید عبارت است از تلاش برای “فریب دادن قانونی” زنان در هنگام ازدواج، از طریق ایجاد تغییری کوچک ولی تعیین کننده در عقدنامه ها. این کار با عوض کردن یک کلمه عربی (عند المطالبه) با یک کلمه عربی دیگر (عند الاستطاعه) در سندهای ازدواج صورت گرفته، در شرایطی که احتمالاً اکثریت بسیار بالای دختران، نه تنها متوجه این تغییر نمی شوند، که در صورت متوجه شدن نیز از الزامات حقوقی سنگین کلمه جدید آگاه نیستند، و شاید بسیاری از آنان اساساً معنی کلمه فوق را نیز ندانند. لازم به توضیح است که از حدود ۷۰ سال پیش، در قباله های ازدواج در ایران، میزان مشخص “مهریه” ذکر و تأکید می شده که این مهریه، “عندالمطالبه” قابل پرداخت است. یعنی، هر زمان که عروس مهریه خود را مطالبه کند، ولو بلافاصله پس از ازدواج، داماد موظف است آن را به وی پرداخت نماید. وجود این بند در قباله ازدواج و امضای قباله توسط عروس و داماد، برای زنان بسیار مهم بود. چرا که در صورت ناموفق بودن ازدواج، برای آنان امکانی - ولو جزئی - را برای پایان دادن به زندگی مشترک فراهم می آورد. می دانیم که طبق قوانین ایران، حق طلاق با مرد است و زن، در صورت تقاضای جدایی، جز با طی مراحل بسیار دشوار برای اثبات بدرفتاری شدید همسر یا مبتلا بودن وی به مشکلات مهم روانی یا جسمی، امکان جدایی از شوهرخود را ندارد. مراحلی که طی آنها به قدری سخت است که بخش بسیار بزرگی از زنانی که قادربه زندگی با شوهر خود نیستند، به ناچار مجبور می شوند تا سالیان دراز و بلکه تا پایان عمر، به زندگی سخت با همسر ناسازگار ادامه دهند. در چنین شرایط حقوقی تبعیض آمیزی، تنها امکانی که تاکنون برای بسیاری از زنان برای رهایی از زندگی مشترک دشوار وجود داشته، عبارت بوده از مطالبه مهریه خود. بدین معنی که زن، با توجه به “عندالمطالبه” بودن مهریه در قباله های ازدواج، می توانست برای الزام شوهر به پرداخت مهریه خود به دادگاه مراجعه کند و در صورتی که وی قادر به این کار نبود، زن قادر بود در قبال صرف نظر کردن از دریافت مهریه، شوهر را راضی یا مجبور به طلاق کند (عبارت معروف: “مهرم حلال، جانم آزاد”). البته حتی این شیوه هم، برای بسیاری از زنانی که به دلایل مختلف مایل به شکایت از همسر برای دریافت مهریه نبودند یا از این کار می ترسیدند، راه حلی برای رهایی از یک زندگی مشترک سخت محسوب نمی شد. اما در هر حال، روش ذکر شده برای بخش قابل توجهی از زنانی که از زندگی مشترک خود ناراضی و فاقد حق طلاق بودند، تنها راه ممکن برای رها شدن از همسر محسوب می شد. به بیان ساده، “عندالمطالبه” بودن مهریه، تنها امکانی بود که زنان می توانستند، در فقدان حق طلاق، برای جدا شدن از شوهر خود مورد استفاده قرار دهند.
متاسفانه، تغییری که اخیراً در قباله های ازدواج داده شده، همین امکان و حق اندک را نیز از زنان سلب کرده است. در قباله های جدید، پس از ذکر میزان مهریه، ذکر می شود که این مهریه، “عندالاستطاعه” (به جای “عندالمطالبه” که قبلاً وجود داشت) از سوی مرد به زن پرداخت می شود. این بدان معنی است که شوهر، بر خلاف سابق که “هر زمان که زن می خواست” باید مهریه او را می داد، اکنون باید “هر زمان که امکانش را داشت” مهریه را پرداخت نماید. یعنی اگر زنی از همسر خود متنفر بوده و امکان ادامه زندگی با وی را نداشته باشد، نه تنها از حق طلاق گرفتن برخوردار نخواهد بود، که حتی با مراجعه به دادگاه و مطالبه مهریه خود نیز امکان جدایی از شوهر را نخواهد داشت. چرا که شوهر می تواند به دادگاه عنوان نماید که استطاعت یا امکان پرداخت مهریه را ندارد. این شیوه، به ویژه در شرایطی که وضعیت اقتصادی اقشار وسیعی از جامعه دشوار است و اکثر مردان می توانند با استناد به دلایل مختلف اثبات کنند یا مدعی شوند که امکان پرداختن مهریه همسر خود را ندارند، امکان ایده آلی را برای مردان بدرفتاری فراهم می کند که مایلند به زور همسر درمانده را مجبور به ادامه زندگی مشترک نمایند.
با توجه به سخت تر شدن شرایط برای زنان پس از ازدواج به ترتیبی که شرح داده شد، آیا تمام آنچه گفته شد بدان معناست که زنان ایرانی، در پی تغییر هدف داری که در قباله های ازدواج به وجود آمده دیگر هرگز امکان استفاده از اهرم “مهریه” برای دستیابی به حق طلاق را نخواهند داشت؟
باید گفت که این امکان، هنوز کاملاً از بین نرفته، اگر چه استفاده از آن، بسیار دشوار تر از گذشته شده است. به هر تقدیر، حتی در شرایط جدید، دختران در هنگام ازدواج می توانند با هوشیاری و پافشاری بر حقوقشان، جلوی از بین رفتن حداقل امکانات خود برای طلاق را بگیرند. برای این کار، لازم است که دختران در هنگام ثبت ازدواج، خواستار آن شوند که در قباله آنها جمله ای به صورت دستنویس اضافه شود که تصریح کند مهریه زن باید “عندالمطالبه” به وی پرداخت گردد. درج این شرط ضمن عقد در قباله و امضای آن توسط زوجین، این امکان را برای زن فراهم می کند که در صورت قادر نبودن به ادامه زندگی با همسر، با مراجعه به دادگاه خواستار پرداخت مهریه از سوی همسر شود. به این ترتیب در صورت ناتوانی شوهر برای پرداخت مهریه، زن کماکان می تواند با صرف نظر کردن از دریافت مهریه، از همسر خود جدا شود.
راه حل فوق، البته مستلزم پافشاری خانم ها در هنگام ازدواج برای متقاعد کردن همسر آینده به امضای شرط ضمن عقد فوق است که همواره آسان یا ممکن نخواهد بود. ولی قطعاً، در بسیاری از موارد دختران در لحظه ازدواج، و در هنگامی که هنوز هیچ مشکلی میان زوجین وجود ندارد و ازدواجی نیز صورت نگرفته تا در پی آن حق طلاق از دختر گرفته شود، می توانند با استفاده از روش توصیه شده، حقوقی حداقل را برای خود تأمین نمایند.
در اینجا، البته سوالی مهم جلوه گر می شود و آن اینکه چند درصد از دختران نسبت به تغییر کوچک ایجاد شده در قباله های ازدواج، تبعات بزرگ این تغییر و شیوه مقابله با آن آگاهی دارند؟ منطقا این درصد، خیلی بزرگ نیست.
بنابراین، به نظر می رسد گذشته از فعالیت های درازمدت فعالان حقوق زنان، که می کوشند با قوانین و مقررات تبعیض آمیز در بعد کلان مقابله کنند، لازم است که هر زن (و البته هر مرد برابری طلبی) تلاش خود را برای آگاه کردن دیگران از شرایط جدیدی که در لحظه ازدواج بر دختران تحمیل می شود، و نیز راه های مقابله با تضییعات جدید، به کار گیرد.
در همین ارتباط، پیشنهاد و درخواست مشخص من این است که هر کس این نوشته را می خواند آن را برای پنج زن از بستگان و آشنایان خود توضیح دهد. بیایید هر کدام از ما، بکوشیم حداقل برای پنج زن ایرانی توضیح دهیم که در قباله های ازدواج، چه تغییری ایجاد شده، این تغییر می تواند پس از ازدواج چه بلایی بر سر دختران بیاورد، و چگونه می توان تأثیر آن را باطل کرد.
این، حداقل کاری است که در مقابل اقدام جدید مخالفان سرسخت و مصمم برابری حقوق زن و مرد، از عهده کسانی که به سرنوشت خود یا دختران و خواهران خود و دیگران اهمیت می دهند، قابل انجام است
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 9:30 توسط صبرینا |
دو نفر که خیلی هم مذهبی بودند و مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیری به دیر دیگر سفر میکردند سر راه خود دختری را دیدند که کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد. وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آنها تقاضای کمک کرد یکی از آنها دخترک را برداشت و از رودخانه گذراند. آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافت طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند. در همین هنگام دوستش که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت: دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیک شویم. تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست در حالی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی. او با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد: من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمیکنی. پ ن: نتیجه اخلاقی: فکر نمیکنم نیازی به گفتن باشد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 9:1 توسط صبرینا |
| ||||||